نگاهي به صهيونيسم از درون صهيونيسم - بخش دوم(پایانی)
- تاريخچهي نفوذ صهيونيسم در فلسطين
فلسطين در نظر يهوديان همان سرزمين موعودي است كه خداوند به بني اسراييل وعده داده است. يهوديان ساكن در اين منطقه بعد از ويراني اورشليم (بيتالمقدس) در سال 70 ميلادي توسط روميان از فلسطين رانده شدند و درميان ملل ديگر به صورت اقليت زندگي ميكردند اما اين يهوديان همواره آرزوي بازگشت به "سرزمين موعود" را در سر داشتند.صدها سال بعد در قرن 19 ميلادي جريانهاي يهودستيزي در اروپا شدت گرفت و صهيونيسم بوجود آمد. بنيانگذار جنبش صهيونيسم كه همان تئودور هرتزل، روزنامهنگار اتريشي بوده است با نوشتن كتاب دولت يهود Juden State نظريهي خود را به جامعهي يهوديان عرضه كرد. او با طرح نظريهي ايجاد دولت ملي يهودي درفلسطين خواستار دولتي سكولار در فلسطين بود و اين بر خلاف عقيدهي سنتي يهوديان مبني بر ايجاد دولت الهي در سرزمين موعود بود. اولين كنگرهي صهيونيستها در بازل سوئيس در سال 1897 با هدف ايجاد يك دولت ملي در فلسطين تشكيل شد و اين هدف رسما در آن اعلام شد. مركز صهيونيسم و مقر هرتزل در وين قرار داشت و صهيونيستها در اين زمان در ميان يهوديان در اقليت بودند. صهيونيستها علي رغم تعداد اندك از سازماندهي قوي و حمايت مالي گسترده برخوردار بودند، روزنامههاي آنان به بسياري از زبانهاي دنيا منتشر ميشد. تبليغات وسيع و زيركانه از شگردهاي صهيونيستها و از عوامل عمدهي موفقيت آنها محسوب ميشود. شكست انقلاب روسيه در سال 1905 و فشارهاي دولت تزاري باعث شد تا تعدادي از جوانان يهودي به فلسطين مهاجرت كنند. در سال 1914 حدود نود هزار يهودي در فلسطين ساكن بودند. در بحبوحههاي جنگ اول جهاني، صهيونيسم رشد سريعي يافت و رهبري آن به يهوديان روسي تبار ساكن بريتانيا منتقل شد. در اين زمان حييم وايزمن، اولين رييس جمهور اسراييل، تلاشهاي گستردهاي انجام داد تا از دولت بريتانياي كبير تعهداتي در مورد ايجاد دولت ملي يهود در فلسطين بگيرد. سرانجام درسال 1917 م. وزير امور خارجهي انگليس با صدور اعلاميهاي قول داد كه دولت انگليس از يهوديان براي ايجاد دولت يهودي در فلسطين حمايت خواهد كرد. با اين اعلاميه كه به اعلاميهي بالفور مشهور است؛ اولين نطفهي "اسراييل" بسته شد. جنگ عثمانيها و انگليسها در واقع به نفع يهوديان صهيونيست تمام شد. بعد از جنگ امپراطوري عثماني از هم پاشيده و قيموميت فلسطين به انگليس واگذار شد و بدين ترتيب زمان براي تحقق وعدهي بالفور انگليس به يهوديان به تدريج فرا رسيد. تا ظهور هيتلر روند مهاجرت كند بود؛ اما فشاري كه نازيها و يهوديها وارد كردند روند مهاجرت را تسريع بخشيد. طي جنگ جهاني دوم صهيونيسم طرفداران بيشتري يافت، به خصوص يهوديان ثروتمند آمريكايي حمايت مالي گستردهاي از آن به عمل آوردند و به عمدهترين حاميان صهيونيسم مبدل شدند. صهيونيستها با تشكيل يك سازمان تروريستي به نام "هاگانا" فضاي پرآشوب و فتنه آميزي را در فلسطين به وجود آورند. اعلام موجوديت اسراييل به سرعت بعد از صدور قطعنامهي سازمان ملل در سال 1948 انجام گرفت و در پي آن اولين مرحله از جنگهاي اعراب و اسراييل شروع شد.
اگر بخواهيم نگاهي به صهيونيسم از درون صهيونيسم بياندازيم، ميبينيم كه بسياري از نويسندگان مطرح و رهبران اين جنبش، خود از منتقدان اصلي آن هستند و بسياري از روايتهاي ذكر شده دربارهي وقايع اين جنبش را تكذيب ميكنند. در بسياري از اين نوشتهها نگرانيهاي موجود مبني بر فروپاشي افسانهي ساختگي اسراييل كه بر اساس اسطوره سازي صهيونيسم و آزار رساني به يهوديان ساخته شده است، ملموس است.
ياعيل بازميلاد، يكي از نويسندگان مطرح اسراييلي در مقالهي معروف خود در روزنامهي معاريو مينويسد: هميشه اين خواب و خيال مرا رنج ميدهد، بارها سعي كردهام كه اين فكر را از سر بيرون برم اما هر بار با اتفاق جديدي روبرو ميشوم كه مرا به اين قناعت نفس ميرساند كه چارهاي جز اين نداريم كه با اين كابوس وحشتناك زندگي كنيم. بايد باور كنيم اسراييل پايان خوبي نخواهد داشت و مرگ سختي در انتظارش نشسته است. موضوع زوال افسانهي ساختگي صهيونيسم تحت عنوان كشوري به نام اسراييل كه با هدف مصونيت بخشيدن به آنچه يهودي آزاري خوانده ميشود، شكل گرفت، تنها در رسانههاي داخلي اسراييل به بحث و بررسي گذاشته نشده است بلكه اين گونه بحثها در رسانههاي مطرح جهان و روزنامههاي جهاني چون چون مجلهي نيوزويك نيز به بررسي و گفتوگو گذاشته شده است. مثلا مجلهي نيوزويك با به تصوير كشيدن ستارهي اسراييل و گذاشتن علامت سوالي در وسط اين ستاره مينويسد: آيندهي اسراييل چگونه است؟ آيا اسراييل حق بقا دارد و آيا ميتواند بقاي خود را تضمين كند؟ دولت يهودي اسراييلي به چه بهايي ميتواند حق بقاي خود را تضمين كند؟
ابراهام جورج، يكي ديگر از نويسندگان مطرح و به نام اسراييل دربارهي تلاش صهيونيستها براي تشكيل اسراييل مينويسد: طرح صهيونيستها براي تشكيل امپراطوري مستقل اسراييل به پايان راه رسيده است و فرزندان ما اين فرصت واقعي را دارند كه به عنوان آخرين نسل از نسل صهيونيستها قرار گيرند. چرا صهيونيستها معتقدند كه پايان طرح آنها براي بقاي امپراطوري اسراييل به پايان رسيده است؟ دلايل اين امر بسيار متعدد است. مثلا صهيونيستها از همان آغاز ميدانستند كه سرزمينهاي مقدس متعلق به مردم عربي بود كه صد سال پيش ساكن اين مناطق بودهاند. اين تجربه در تاريخ به ثبت رسيده است كه طرحهاي استعماري كه در آن ساكنين اصلي مناطق كاملا از بين رفته باشند امكان موفقيت دارند اما طرحهاي استعماري كه با وجود و حضور ساكنين اصلي آن مناطق به مرحلهي اجرا گذاشته شود حكم شكستشان از همان آغاز مشخص است.
يوري افينري، يكي از اعضاي سابق كنست و نويسندهي مطرح اسراييلي از جمله كساني بود كه از همان آغاز با طرح صهيونيستها و نحوهي تشكيل كشور مستقل اسراييل بر اساس نقشههاي آنها مخالف بود. وي براي مقابله با طرح صهيونيستها مجلهي هاعولام هزه يعني (اين جهان) را تشكيل داد و سياستهاي صهيونيستها را مورد انتقاد قرار داد. وي با انتشار كتابي به نام "اسراييل بدون صهيونيسم" مينويسد: وجود اسراييل بر اساس طرح صهيونيستها محكوم به فنا است زيرا اين اسراييل تشكيل شده حاضر نخواهد بود كه اعتراف كند سرزمين موعود متعلق به اعرابي است كه صدها سال در آن ساكن بودهاند. صهيونيستها ميخواهند بر اساس طرحي به تشكيل اسراييل اقدام كنند كه اين طرح در سابق توسط فرانكها در جنگ صليبي چهارم و در تاريخ 601 هجري به اجرا گذاشته شد. پايان اين طرح چيزي جز شكست و فروپاشي امپراطوري فرانكها در سرزمين مقدس نبود. فرانكها در جنگ صليبي چهارم مسير خود را از حمله به مصر به سوي فلسطين تغيير دادند و با به اشغال در آوردن بخشي از اين مناطق حكومت خود را تحت نام مملكت فرانكها آغاز كردند. افينري در ادامهي اين كتاب خود ميآورد: فرانكها توانايي انجام هر چيزي را داشتند جز توانايي زندگي كردن در آرامش و صلح و امروز اسراييل ميخواهد اين تجربهي شكست خوردهي فرانكها را با انجام برخي تغييرات جزيي به مرحلهي اجرا گذارد. نبايد انتظاري جز شكست براي طرح صهيونيستها در سرزمينهاي اشغالي داشته باشيم.
شلومو رايع، يكي ديگر از نويسندگان اسراييلي دربارهي طرح صهيونيستها براي تشكيل اسراييل اين چنين مينويسد: اسراييل اين مسير را آنقدر ادامه خواهد داد تا بالاخره به پايان راه برسد.
موضوع مرتبط:
نگاهي به صهيونيسم از درون صهيونيسم - بخش اول
به نقل از پایگاه موعود

زندگی؛ عقیده و جهاد در راه آن است.