اندیشه درخشان چهارساله شد.

پاشیدن شراب بر صورت زن مسلمان فلسطینی توسط جوان اسرائیلی

غير يهودى هرچند صالح و نيكوكار باشد، او را بايد كشت.... حرام است غير يهودى را نجات بدهيد، حتّى اگر در چاهى بيفتد بايد فورا سنگى بر در آن گذاشت!

از تعلیمات تلمود

غلبه دین بر سکولاریزاسیون

جهان امروز جهانی به شدت دینی است و نمی توان آن را، چنان که بسیاری از تحلیل گران نوگرا (خواه از روی تفنن و خواه از روی یاس) اعلام کرده اند، جهانی سکولار نامید... این خود بدان معناست که کل ادبیاتی که مورخان و دانشمندان علوم اجتماعی نام «نظریه سکولاریزاسیون» بر آن نهاده اند دارای نقایض عدیده ای است.

پیتر ال برگر
جامعه شناس آمریکایی


مبناي مشروعيت حكومت و ديدگاه امام(ره)

1. واژه «مشروعيت» در اصطلاح علوم سياسي، معادل واژه Legitimacy و گرفته شده از ريشه لاتين Legit به معناي «قانون» است. بنابراين، «مشروعيت» در انديشه سياسي به معناي قانوني بودن، حقانيت و درستي است.
پيروان ديدگاه دوم، هرچند درباره مبناي مشروعيت حكومت انبياء و اوصياي معصوم عليهم السلام، معتقد به همان نظريه نصب الهي هستند، اما در مورد حكومت غير معصوم، بر اين نظرند كه اگرچه خداوند، به طور عام، فقيهان را به حكومت منصوب كرده، اما در ميان ايشان، فقيهي بر مسند حكومت قرار ميگيرد كه منتخب اكثريت مردم باشد. بنابراين مشروعيت دو پايه دارد: نصب الهي و رأي مردم، كه هرگاه يكي از اين دو مفقود باشد، حكومت فاقد مشروعيت خواهد بود؛ در نتيجه، نصب خداوند مشروط به رأي مردم است و اگر اين عنصر اخير غايب باشد، حكومت مشروعيت الهي نيز نخواهد داشت و اگر مردم هم، شخصيتي كه از جانب خدا منصوب و يا پيشنهاد نشده را انتخاب كنند، طاغوت را برگزيدهاند. پس مشروعيت ناشي از دو عنصر مقبوليت الهي و مقبوليت مردمي است؛ لذا عملا مردم در ميان فقيهانِ عادلِ داراي قدرت تصميم گيري و رهبري جامعه، حق انتخاب دارند.
بنابر ديدگاه سوم، حكومت تنها درصورتي از مشروعيت بهره مند است كه برگزيده آراي مردم باشد. بنابراين، حق حاكميت اساسا از آنِ انسانها است و در اعمال اين حق نيز نيازي به كسب اجازه از ديگري ندارند. طرفداران اين نظر، مقبوليت را همان مشروعيت ميدانند.


آیت الله مصباح یزدی

2. انديشمندان مسلمان شيعه دوران معاصر، درباره مبناي مشروعيت سياسي يكي از اين سه ديدگاه را داشته اند: ديدگاه نخست، نصب از جانب خداوند؛ تقريبا ديدگاه همه فقيهان و انديشمندان شيعه، از ابتدا تا دوره تجدد و بسياري از متفكران معاصر، مانند فارابي، شيخ الرييس بوعلي سينا، علامه طباطبايي و آيات عظيم القدر حسن زاده آملي، جوادي آملي، مصباح يزدي، ممدوحي كرمانشاهي و... بوده است. ديدگاه دوم، نصب الهي و رأي اكثريت؛ نظر تعدادي از انديشمندان از آغاز دوره تجدد به اين سو، مثل شهيد سيد محمدباقر صدر، شهيد مطهري، مرحوم منتظري(پيش از تغيير عقيده از ولايت به نظارت فقيه) و نهايتا ديدگاه سوم، صرفا رأي اكثريت؛ اعتقاد روشنفكران سكولار است كه از دوره اخير ماقبل مشروطه تاكنون در اتمسفر جهان اسلام، زيست كرده اند.

شهید محمد باقر صدر

3. مبناي ديدگاه اول، عبارت است از اين كه انسان و جهان، همه، مُلك خداست و تنها اوست كه حق دارد براي آن، قانون گذارد و يا حاكمي را به خلافت از جانب خود بدين فرمانروايي بگمارد و بدين ترتيب، مصلحت و سعادت انسان را در قالب هدايت تضمين مي كند. از اين روي، ملاك حق و قانون، فقط خود اوست؛ پس جز حكومت او و حكومت كسي كه منصوب او باشد، هيچ حاكميتي، قانوني و مشروع نيست و رأي مردم اگرچه در فعليت يافتن وجوب تشكيل حكومت از جانب خليفه خدا و يا فعليت يافتن خود حكومت مؤثر است، ولي در قانونيت حكومت نقشي ندارد، بنابراين مقبوليت مردمي، اصلا عنصري خارج از ماهيتِ مشروعيت است.

متن کامل این نوشتار را در ادامه مطلب بخوانید...

ادامه نوشته