تاريخ ضد و نقيض صهيونيست‌ها هميشه نكات مبهمي را براي تمامي خوانندگان بر جاي گذاشته است به طوري كه وقايع تاريخي يهوديت پس از شكل‌گيري جريان صهيونيسم با علامات سوال بي شماري مواجه شد. سوالاتي كه تاريخ خارج از صهيونيسم به گونه‌اي متفاوت به آن جواب داده و تاريخ دروني صهيونيسم نيز از منظر ديگري به اين سوالات پاسخ داده است. در اين گزارش سعي مي‌كنيم نگاهي به درون صهيونيسم بيندازيم و اين جريان را بر اساس تعاريفي كه تاريخ و شخصيت‌هاي صهيونيستي ارايه داده‌اند، تعريف كنيم.

به گزارش دفتر مطالعات بين‌الملل خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در كتب تاريخي و مذهبي يهوديان اين چنين آمده است كه"صهيون" در زبان عبري به معناي "پر آفتاب" و نيز نام كوهي در جنوب غربي بيت‌المقدس است. كوه صهيون زادگاه و آرامگاه داود پيامبر (ع) و جايگاه سليمان (ع) بود. به رغم آن كه اين واژه در نزد برخي از يهوديان به معناي شهر قدس، شهر برگزيده، شهر مقدس وغيره به كار مي‌رود اما "در متون ديني يهود، صهيون به آرمان و آرزوي ملت يهود براي بازگشت به سرزمين داود و سليمان (ع) و تجديد دولت يهود اشاره دارد؛ به عبارتي صهيون براي يهود سمبل رهايي از ظلم، تشكيل حكومت مستقل و فرمانروايي در جهان است. از اين رو يهوديان خود را فرزندان صهيون مي‌دانند."

و اما معناي صهيونيسم نيز ماخوذ از كلمه‌ي صهيون يا صيون است كه به همان معنا مي‌باشد و در بعضي اساطير و افسانه‌هاي يهودي درباره‌ي آن آمده است كه صهيون منجي قوم يهود پس از ظهور خواهد بود و قدرت مطلقه‌ي آنان را بر تمام اقوام و ملل جهان حاكم خواهد كرد.

- ديگر ابعاد و معاني صهيونيسم

صهيونيسم در واقع به جنبشي گفته مي‌شود كه خواهان مهاجرت و بازگشت يهوديان به سرزمين فلسطين و تشكيل كشور يهود است. صهيونيسم مانند شووينيسم (ناسيوناليسم افراطي) است كه با خوار شمردن ملت‌ها و نژاد‌هاي ديگر و با غلو در برتري خود، در پي دستيابي به قدرت سياسي است. اين جنبش در نيمه‌ي دوم قرن نوزدهم ميلادي در اروپا پا به عرصه‌ي وجود گذاشت، ولي واژه‌ي صهيونيسم نخستين بار از سوي تئودور هرتزل به كار رفت و سپس ناحوم ساكولو مورخ صهيونيست، در كتاب تاريخ صهيونيسم از آن سخن گفت. صهيونيسم تنها داراي ابعاد و معاني سياسي (صهيونيسم سياسي) نمي‌باشد بلكه ابعاد و معاني ديگري چون صهيونيسم كارگري، فرهنگي، دموكراتيك، راديكال و توسعه طلب را نيز در بر مي‌گيرد. از مشهورترين تقسيم‌بند‌ي‌هاي صهيونيسم همان فرهنگ ديني و سياسي است. صهيونيسم سياسي خواهان بازگشت يهوديان به فلسطين است كه با تدوين كتاب دولت يهود از سوي هرتزل در سال 1894 بوجود آمد اما صهيونيسم فرهنگي، مخالف مهاجرت يهوديان در قرن 20 ميلادي به فلسطين است زيرا بر اساس بينش فرهنگي صهيونيسم بايد در انتظار انسان رهايي بخش در آخرالزمان ماند تا يهوديان و تمام اديان را به سرزمين ابراهيم (ع) و موسي (ع) و يا سرزمين نجات بازگرداند.

صهيونيسم به ديني و غير ديني نيز تقسيم مي‌شود. صهيونيسم ديني انديشه‌اي است كه اعتقاد دارد بازگشت به سرزمين موعود، در زماني كه پروردگار مشخص كرده است و به شيوه‌اي كه او تعيين مي‌كند، انجام خواهد گرفت و اين كار به دست بشر انجام پذير نيست. پيروان اين انديشه، گروهي يهودي (صهيونيسم) و شماري عيسوي (صهيونيسم مسيحي) مي‌باشند. در مقابل در صهيونيسم غير ديني و غير يهودي كساني جاي گرفته‌اند كه با تكيه بر استدلال‌هاي تاريخي، سياسي به اسكان يهوديان در فلسطين مشروعيت مي‌بخشند. اين همان صهيونيسم لائيك و غير ديني است كه تنها مفاهيم سياسي خويش را به زبان دين بيان مي‌كند؛ بنابراين صهيونيسم همواره به معناي يهوديت نيست بلكه گاه به مفهوم حركتي براي غير يهودي كردن يهوديت نيز به شمار مي‌رود.

- يهود ستيزي

صهيونيست‌ها مدعي‌اند كه صهيونيسم پاسخي به يهود آزاري است. به عقيده‌ي آنها، دولت‌ها و ملت‌ها به بيماري علاج ناپذير يهودستيزي دچار شده‌اند بنابراين يهوديان را در هر كجا كه بيابند عنصر بيگانه به حساب مي‌آورند و آنان را در آشكار و پنهان آزار مي‌دهند. حييم وايزمن در اين باره ادعا مي‌كند: ضديت با يهود، ‌ميكروبي است كه هر غير يهودي هر كجا باشد و هر چند كه خود منكر باشد، بدان آلوده است. به بيان ديگر آنان يهود ستيزي را بلايي ازلي و ابدي مي‌دانند كه تنها در پناه يك دولت يهودي مي‌توان از آن رهايي يافت.

صهيونيست‌ها به نمونه‌هاي بسياري از يهودآزاري در طول تاريخ اشاره مي‌كنند. از نظر آنان، يهود آزاري با شكست دولت يهودي اسراييل و جودا (يهودا) به ترتيب در 721 و 583 ق.م. از سوي آشوريان و بابليان آغاز شد و در نتيجه با پراكنده شدن يهوديان به نقاط ديگر جهان ادامه يافت و به تدريج روند رو به رشدي به خود گرفت؛ به گونه‌اي كه نقطه‌ي اوج آن در آلمان هيتلري به چشم مي‌خورد. در اين دوره‌ي طولاني، يهوديان در امپراطوري روم،‌ كشور لهستان، روسيه تزاري وغيره بارها سركوب و شكنجه شدند و تنها در سال 1391 م. هفتاد هزار نفر به دليل نپذيرفتن دين مسيح (ع) در اسپانيا جان خود را از دست دادند. افزون بر آن يهوديان همواره از حق مالكيت در برخي از مناطق جهان و نيز اشتغال در برخي حرفه‌ها محروم بوده و اغلب در "گتو"ها (در گذشته به محله‌اي در يك شهر گفته مي شد كه يهوديان به اقامت در آن مجبور بودند) به سر برده‌اند.

صهيونيست‌ها مدعي‌اند كه صهيونيسم، پاسخي به يهودي آزاري است و يهوديان در هر كجا كه باشند مورد آزار قرار مي‌گيرند. اين ادعاهاي صهيونيسم به هيچ وجه واقع قابل اثبات نيست، زيرا نخست آن كه برخي نمونه‌هاي تاريخي يهود آزاري مانند آنچه صهيونيست‌ها درباره‌ي يهودستيزي در آلمان مطرح مي‌كنند، بيش از حد بزرگ نمايانده شده است. صهيونيست‌ها در اين زمينه، با سلطه‌اي كه بر ابزارهاي تبليغي جهان و به كارگيري آن دارند به مظلوم نمايي پرداخته‌اند. دوم آن كه برخي قصه‌هاي يهودآزاري ساخته و پرداخته‌ي يهوديان و صهيونيست‌ها است با اين هدف كه به روند مهاجرت يهوديان به فلسطين و تاسيس يك دولت يهودي شتاب بخشند. ديويد بن گوريون، اولين نخست وزير دولت اسراييل اعتراف مي‌كند: اگر قدرت داشتيم، عده‌اي يهودي را به كشورهاي مختلف مي‌فرستاديم تا يهود آزاري را تعمدا بوجود آورند.

شواهد ديگري بر نادرستي ادعاهاي صهيونيسم در اين باره وجود دارد از جمله:

1- مهاجرت و پراكندگي يهوديان، اغلب به دلخواه آنان و با هدف اقتصادي به سوي پررونق‌ترين سرزمين‌ها صورت گرفته است.

2- يهوديان همواره درپهنه‌ي گسترده‌اي از خاك امپراطوري عثماني در صلح و آرامش زيسته‌اند.

3- يهوديان در بريتانيا، فرانسه و آلمان قرون وسطي مورد آزار نبوده‌اند حتي پس از عصر رسانس نو، وضع اجتماعي آنان بهبود يافت.

4- رنج و دردي كه ميليون‌ها برده‌ي آفريقايي سياه پوست در انتقال و اسكان اجباري به غرب متحمل شده‌اند، بيش از رنج و دردي است كه بر يهوديان وارد آمده است. جالب اين است كه صاحبان برخي از كشتي‌هاي حامل بردگان، سوداگران و بانكداران يهودي بوده‌اند.

5- وقوع يهود آزاري را در حد پاييني مي‌توان پذيرفت كه آن هم به ويژگي‌هاي فردي و اجتماعي برخي از يهوديان مانند جمع گريزي و اشتغال در مشاغل غير مولد، چون رباخواري باز مي‌گردد و نيز ريشه‌ در منازعه‌ي دايمي كليسا و كنيسه دارد. به هر حال نقش يهود آزاري ساختگي در تولد صهيونيسم آن چنان بزرگ بود كه هرتزل آن را موهبت الهي ناميده است. اگر صهيونيسم محصول يهودآزاري است پس چرا صهيونيسم به نوعي يهود آزاري از راه تبعيض بين يهوديان نماردي و اشكنازي (يهوديان مهاجر اروپاي شرقي و شمال غرب اروپا به اسراييل) مبدل شده است؛ پرسشي كه صهيونيسم هم چنان آن را بي‌پاسخ گذاشته است.

ادامه دارد...