پژوهش های جامعه شناسانه نشان می دهد که تشکیل دولت و حکومت همیشه و در همه شرایط یک ضرورت اجتناب ناپذیر عقلی و فطری بوده و می باشد. زیرا بشر مدنی الطبع بوده و تنها در سایه یک زندگی اجتماعی و تشکیلات منسجم سیاسی که در آن حقوق انسان ها محترم شمرده می شود می تواند به حیات خود ادامه دهد. در غیر این صورت زندگی بشر شکل انسانی و معقولی نخواهد داشت بلکه هرج و مرج، بربریت و توحش و حق کشی و نابرابری از نوع بی قانونی زورمدارانه بر آنها حاکم خواهد بود.

در اسلام هم این ضرورت عقلی و فطری بخوبی درک شده و وجود حکومت به عنوان یکی از ضروری ترین نیازهای جامعه انسانی مورد تصدیق و تایید قرار گرفته است.بر همین اساس بود که رسول گرامی اسلام(ص) پس از هجرت به شهر مدینه بلافاصله شالوده تشکیل دولت اسلامی را ریخت و تشکیلات سیاسی-حکومتی ایجاد کرد.

از آن طرف مسلمانان با اینکه در مورد مسائل دینی و عقیدتی نظیر نماز و حج و روزه و... از آن حضرت سوال می کردند و توضیح می خواستند ولی در مورد ایجاد سیستم حکومتی از آن حضرت سوال نکرده و توضیح نخواستند چون این ضرورت را با عقل و فطرت خود درک می کردند. حتی جریان های سیاسی پس از رحلت پیامبر(ص) صرفنظر از شیوه درست یا نادرست اجرا؛ از همین احساس فطری سرچشمه می گیرد.

حضرت علی(ع) در سخن مشهور خویش؛ ضرورت عقلی و نیاز فطری به وجود حکومت و حاکم را چنین گوشزد می کنند:

« لابد للناس من امیر بر او فاجر یعمل فى امرته المؤمن و یستمع فیها الکافر و یبلغ الله فیها الاجل »

مردم ناگزیر نیازمند حاکمند چه نیکوکار و چه زشتکار؛ به نحوی که در حکومت او مومن توانایی کار و تلاش برای زندگی پیدا کند و کافر درسایه حکومتش بهره مند شود و خداوند فرجام زندگی را به نهایت آن برساند.(یعنی مردم در سایه حکومت او دوران زندگی را طی کنند و به سرانجام مقرر شده اش برسند.)(1)

از سوی دیگر اسلام به عنوان دینی کامل، اهدافی را برای رساندن انسان ها به سعادت دنیا و آخرت مطرح کرده و بر آنها تاکید ورزیده است. مانند اقامه عدل و قسط در جامعه(2)، رهاسازی مردم از بند استکبار(3)، مبارزه با طاغوت ها جهت نفی حاکمیت آنها و جایگزین ساختن حاکمیت خداوند در زمین(4)، امر به معروف و نهی از منکر(5)، وضع قوانین کیفری و مجازاتهای تضمین کننده سلامت و ثبات جامعه انسانی نظیر حدود، دیات، قصاص و مانند آن که در آیات بیشماری از قرآن بیان شده است.

روشن است تحقق این اهداف عالی در جهت پیاده کردن قوانین اسلامی و فراهم ساختن زمینه رشد و کمال انسانها بدون برنامه ریزی، تشکیلات اجرایی و دستگاه حکومتی به هیچ وجه میسر نیست.

همچنین باید توجه داشت که اندیشه حکومت اسلامی و آمیختگی سیاست با دیانت در اسلام، یک ضرورت و واقعیت مورد اتفاق و اجماع اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان در طول تاریخ بوده است و متفکران شیعه و سنی نیز بر ضرورت حکومت اجماع دارند.

پی نوشت:

 

۱- نهج البلاغه، صبحی صالح، خ40

۲- حدید؛ آیه 35

۳- اعراف؛ آیه 157

۴- نحل آیه 36ٰ؛ زمر آیه17؛ یوسف آیه 40؛ نساء آیه 58

۵- آل عمران آیات 104 و 110؛ توبه آیات 71 و 72